از آنجائی که وسیله ی قدرتمندی است

آموختن موسیقی نیز موثر وتواناست

چرا که ریتم و هارمونی به مرکز روح انسان نفوذ می کند

و

از همین طریق به آموزش گیرنده ی موسیقی

شادی ، زیبائی ، تعادل و قدرت می بخشد

(پلاتو )

 تنبور

« تنبور » يکی از سازهای  باستانی و عرفانی ايران زمين است که بيشتر در نواحی

 غرب و شرق ايران رايج است. از قرائن و شواهد تاريخی و يافته های باستان شناسی

بر می آيد که اين ساز قدمتی 6000 ساله دارد ومهم ترين سند تاريخی در اثبات

 ادعای مذکور،مجسمه ای است که در حين حفاری در حوالی مقبره حضرت دانيال نبی ،

واقع در شوش ، به دست آمده و اين مجسمه نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست يکی

 از آنها تنبور قابل تشخيص است و قدمت اين اثر به قبل از ظهور حضرت موسی(ع)

 يعنی به 3 الی 4 هزار سال قبل از ميلاد مسيح می رسد. يکی ديگر از قديمی ترين

نشانه هايی که از اين ساز در دست است ،

سازهايی است که در تپه بنی يونس و کيون جيک واقع در حوالی شهر موصل بر روی

 ديوار ترسيم شده اند.

  هرچند نمی توان با دقت ويقين زمان اختراع اين ساز را تعيين کرد ، اما به صراحت می توان گفت که

 ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پيش از ظهور اسلام بر می گردد به طوری محققين معتقدند که اکثر

سازهای زهی ، از اين ساز کهن مشتق شده اند و « هلمهلتز » محقق آلمانی در اين زمينه می گويد:

[پرده بندی تنبور ، پايه و اساس موسيقی ايرانی بوده که در زمان ساسانيان شکل گرفته و بی سبب

نيست که اين ساز را پدر «تار» ناميده اند]


          تنبور در زمان اشکانيان و ساسانيان از جايگاه رفيعی بر خوردار بود. به طوری که ابن خرداددر

رسالهاللهووالملاهیدربارهموسيقیعصرخسروپرويزمینويسد:[ايرانيان

معمولا عود را با نای و زنای را با طنبور و... می نواختند] و در فرهنگ دهخدا به نقل از کريستن سن ،

سازهای زمان ساسانيان ، عود ، نای ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفی شده اند و مسلما در زمان

خسروپرويز ، تنبور بسيار مورد توجه بوده و تصاوير حک شده بر ديوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل

 تشخيص است نيز مبين اين ادعاست.


    




























     پس از پيدايش اسلام نيز ، اين ساز در زمره سازهای مورد تحقيق از سوی دانشمندان اسلامی و

نيز مورد توجه شاعران بزرگی چون مولوی و منوچهری دامغانی بوده است.

بانگ گردش های چرخست اين که خلق           می سرايندش به طنبور و به حلق


                                                           ( مولوی )                                                        

به ياد شهریارم نوش گردان                              به بانگ چنگ و موسيقال و تنبور


  ( منوچهری دامغانی )

خنياگرانت فاخته و اندليب را                       بشکست نای در کف وطنبور درکنار


( منوچهری دامغانی )


          هم اکنون تنبور را در بين اقوام مختلف آسيای ميانه و سرزمين های اسلامی با نام های

«دومبرا» ، «چونگور» ، «تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» می توان يافت. اين ساز در شرق

و غرب ايران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی ترکيه و ايران در حد کمتری با نام ها

 و شکل های مشابهی ديده می شود.


          تنبور رايج در منطقه غرب ايران و عراق ، تنبور تيسفونی ناميده می شود که دارای کاسه ای

 گلابی شکل ، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از

 جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهيدشت ، دينور و ... و برخی روستاهای

همدان و اسدآباد و نهاوند رايج است.


          در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشين ، ساز اساسی در تک نوازی

و هم نوازی می باشد و می توان ادعا کرد که بدون اين ساز ، موسيقی عرفانی اين مناطق هيچ گاه

معنای کاملی ندارد و همين امر چنان قداستی بدان بخشيده که در برخی مناطق بدون داشتن وضو

 آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و دارای ارزشی معنوی در بين مردم می باشند.

 

شناخت تنبور

 

تنبور

انواع تنبور :

 

تنبور از شکل ظاهری دارای دو نوع است:

1_نوعی کاسه ی آن یک تیکه است واز لحاظ ساخت آن بسیار مشکل است

و تنبور قدیم همه از این نوع بوده اند

2_ نوعی که به چمنی مشهور ست که همان ترکه ای است که کاسه ی آن

از تیکه های چوب درست شده است و مزیتی که بر نوع اول دارد این است

هم ساخت آن راحت تر است واگر از لحاظ کاسه آن مشکلی پیش بیاید تعمیر

آن راحت تر است

 

 

اجزای تشکیل دهنده تنبور :

 

 

1_کاسه

2_صفحه

3_دسته

4_خرک

5_سیم گیر

6_گوشی

7_ سیم گیر بالا                 

8_ پرده

 

کا سه : همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که

بستگی به منطقه و سازنده خود دارد

 

صفحه:قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می باشد که سوراخ روی

صفحه بر صدای تنبور تا ثیر دارد

 

دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر

زیادی دارد

 

خرک : چوب کوچک بالای دسته است که سیم بر آنها سوار است

 

سیم گیر : به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل

می کنند

 

گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی میگویند و از آن برای کوک

کردن استفاده میکنند

 

سیم گیر بالا : برجستگی پایین گوشی را می گویند که دارای شیارهای

است

 

پرده : نخ نازکی است که بر روی دسته بسته شده و فاصله ی هردو دستان

را یک پرده می گویندتنبور از قدیم دارای دو سیم بوده که حالا با توجه به

اینکه در زمان حال بیشتذ آهنگ ها کلاســـیک شده است و دارای یــک

ریزه کاری هایی شده که صاحب نظران آن را از دو سیم به یک سیم ارتقا

داده اند .

 

تنبور در نگاه سید خلیل عالی نژاد

 

 

یكی از ویژگیهایی كه انسان شرقی را از سایرین تا حدودی جدا می كند عشق به طبیعی زیستن است

 كه ریشه در نسلهای كهن دارد، او به دنبال معنویت است و ذاتاً صدای مبدأ هستی را می جوید. صدای

 موسیقی درون را كه بر روح و جان انسان مراقبه گر جاری است- صدایی كه با تمام قدرت و محدوده ای

 تخیل ناپذیر انسان را به  وجود و جوهره تمامیت هستی سوق می دهد- یاد بابا غلام همت آبادی به

خیر كه می گوید: كوك ساز باید طوری باشد كه دل نوازنده اش را بلرزاند و كوك زمانی این چنین می

شود كه با ساز دل هم كوك باشد.


حال ما با این دل بی قرار چه كنیم؟ تا به درونی ترین نقطه صدا، هنگام خلقت برسیم؟ برای رسیدن به

این كوك تحقیقاتی انجام داده ام كه شرح آن در ذیل آمده است، غرض از نگاشتن این مقاله یك كنجكاوی

 است برای ارضای حس شنیداری آنچه كه در گذشته بوده و مسلماً ذائقه و سلیقه هنری در هر دورانی

دستخوش تغییراتی است و ساز و صدادهی آن نیز از این امر مستثنی نیست. ولی امروز آن قدر

سرخوش از شنیدن نواها و نغمه ها هستیم كه بخش عمده و مهمی را كه در موسیقی ما به فراموشی

 سپرده شده نادیده گرفته ایم و آن چگونگی صدادهی سازهاست.


در واقع با ورود به دنیای جدید قسمت عمده ای از فرهنگهای اصیل سرزمینمان رو به نابودی است، در این

 میان نگاهی داریم به سازهای موسیقی ایران و نوع صدادهی (سنوریته) كه در قدیم داشته اند و

مقایسه آنها با صدادهی امروزشان عامل مهمی كه بعد از كاسه طنینی ساز در صدادهی آن تأثیر به

سزایی دارد. تار یا سیم به  قول قدما «وتر» می باشد كه بررسی نوع جنس آن ، چه در قدیم و چه در

دنیای امروز از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست. حتی از یك نظر اهمیت نوع جنس وترها برای ساز

مهمتر از كاسه طنینی ساز می باشد، چه آنكه با نگاهی كوتاه می توان به این مهم پی برد و دریافت

كه این نوع و جنس سیمها (وترها)  بوده كه باعث تغییر كاسه طنینی برخی از سازها شده. در گذشته

سازها ، نسبت به وضعیت امروزی حجم كوچكتری داشته اند و هر چه به عقب بر می گردیم حجم كاسه

ساز كوچكتر و عمق آن كم تر می شود. تا جایی كه بعضی از سازها را (تار) در دوره هایی روی سینه

می نواختند و یا حتی از روی نگاره های سنگی متعلق به ۲۵۰۰ قـ. م. می توان دریافت كه تنبور را نیز

بر روی سینه می نواختند، (شاید به دلیل آنكه كوچك بوده و روی پا ایستایی خوبی نداشته است). بعد

 از طی این دوره  ها در عصر حاضر شاهد این نكته هستیم كه بیشتر سازها (تار- سه تار- تنبور) وقتی

 بعضی از سازهای كمانی مانند كمانچه های كاسه ای پشت بسته از لحاظ حجم و اندازه و كاسه بسیار

 بزرگتر و عمیق تر شده اند در صورتی كه این اتفاق در عود و بربط یا رباب رخ نداده و یا شاید به میزان

خیلی كم حادث شده باشد.


مهمترین عامل این تغییر در تار- سه تار- تنبور- كمانچه روی كار آمدن سیم های فلزی است. سیمهایی

 كه نه از نظر كیفی و نه از لحاظ كمی فاقد صدادهی استاندارد و مطلوب ایرانی هستند.


با از بین رفتن نسبی سنت ساخت تارهای ابریشمی و زهی(روی سازهای آن دوره كه طنینی نسبتاً

بم را ایجاد می كرده) سیم های فلزی روی كار آمدند. سیم هایی كه از لحاظ كیفی به هیچ وجه برای

 مصرف موسیقی طراحی نشده اند ، سیم هایی كاملاً غیرطبیعی ، خشك و فاقد استانداردهای

 مشخص از لحاظ كمی و كیفی بخصوص برای سازهای ایرانی. (در واقع این سیمها برای مصارف صنعتی

تهیه می شوند).


به هر حال بعد از روی كار آمدن این نوع سیمها، نوازندگانی كه تهیه تارهای ابریشمی و زهی برایشان

قدری دشوار بود طبق معمول بدون هیچ گونه مطالعه و ارزیابی شروع به بستن سیمهای فلزی روی ساز

نمودند كه البته با اشكالات فراوانی مواجه شدند.


شاید یكی از مشكلات بسیار مهم این سیمها بر روی سازهای كم حجم و كوچك آن دوره (آخرین دوره

تاریخی مورد نظر است) صدادهی نامطلوب و زنگ بسیار زیاد آنها بود كه با توجه به شرایط اقلیمی ایران

 و با نگاهی به تاریخ موسیقی این مرز و بوم به هیچ وجه رضایت بخش موسیقیدانان و حتی مردم عادی

 نبود.


بر فرض مثال می توان از زبان مردم عامی متذكر شد كه هرگاه صدای مطلوب و باب دلشان را می شنوند

 بی اختیار جمله (چه صدای گرمی) را به زبان می آورند.


در این سرزمین صدای گرم مطلوب و باب طبع مردم است البته این ادعا ریشه در قرون گذشته و ناخودآگاه

 جمعی دارد. ما می دانیم كه بیش از هفتاد درصد ایران عزیزمان را مناطق خشك و كویری و نیمه كویری

پوشانده است و این شرایط تأثیر بسزایی در لهجه و صدای ساز می گذارد و اگر چنانچه قبول كنیم انسان

شرقی، ذاتاً (با توجه به شرایط اقلیمی و ریشه برخورد با موسیقی در شرق) انسان درون گراست،

می پذیریم كه تولید صدایی درونی توسط نوازندگان و خنیاگران گذشته امری كاملاً طبیعی بوده و این

 مائیم كه پا به پای این عصر بی گفتگو بخشی از یادگار گذشتگان را فراموش كرده ایم.


تحفه نوگرایی (بدون آموزش صحیح) زخمی هم بر صدای سازهای ایرانی  زد كه یحیی و هم نسلانش

 التیام بخش این زخم بودند. تا قبل از دوره یحیی تمام تارهایی كه تا امروز حفظ شده اند و بیشتر آنها

 از ساخته های استاد فرج الله می باشد، همگی سازهای كوچك و كم حجم هستند. استاد یحیی اولین

 سازنده ای بود كه با توجه به همان الگو (دهنه نقاره و كاسه) ضمن تغییراتی از حیث زیباشناختی (كه

 با معماری ایرانی و حتی خط نستعلیق و نقاشی مینیاتور ایرانی بی ارتباط نیست)عمق كاسه ساز تار

 را بیشتر كرد.


شاید یكی از دلیلهای مهمی كه در مورد تغییر فیزیكی كاسه این ساز در تاریخ موسیقی ایران ناگفته

ماند و كمتر توجهی نسبت به آن شد همین مسئله از بین رفتن تارهای زهی و ابریشمی و صدادهی

 نامطلوب سیم های فلزی روی كاسه های كم حجم بوده باشد و یا در تنبور كه مكرراً هم در مسائل

 موسیقیدانان برجسته ای چون فارابی، صفی الدین، عبدالقادر مراغه ای و ابن سینا آمده وترهای سازها

 از روده تابیده شده و استفاده می شده یا از نوعی تار ابریشم.


استاد نریمان نیز اقدام به ساخت تنبور تركی می كند كه بسیار كاسه عمیق و حجیمی دارد. (البته

 نسبت به تنبورهای قدیم، امروزه تنبورهایی درست می كنند كه از تنبور نریمان بزرگتر است)


وقتی تنبورهای قدیمی تر را كه مربوط به دوره های قاجار یا قبل تر از آن است مورد بررسی قرار می

دهیم به وضعیتی نظیر تار برمی خوریم با كاسه های كشیده و كم حجم.


تنبور بر دو نوع است كاسه ای و تركه ای (چمنی) كه از تنبورهای كاسه ای می توان به تنبور چنگیز

گهواره و تركه ای به تنبور استاد ابراهیم كاوه اشاره كرد كه همگی بسیار كم حجم و كشیده هستند.


نگارنده كه خود سالها پیرامون موسیقی و چگونگی صدادهی این ساز در گذشته تحقیقات فراوانی كرده

و به نقاط و مراكز مختلف تنبور نوازی سفر كرده ام در یكی از سفرها به جیحون آباد صحنه ، با تنبوری

مواجه شدم كه با وجود داشتن كاسه ای كوچك صدای بمی را ایجاد می كرد، وقتی بیشتر دقت كردم،

 متوجه شدم كه به جای سیم فلزی روی آن تنبور زده تابیده شده بسته اند. این تنبور به تكیه آقا سید

نصر الدین جیحون آبادی تعلق داشت و از قرار معلوم ساز دست خود سید بوده.


این ساز صدایی شبیه به ساز رباب داشت و حزن بسیار زیبا و دل انگیزی از صدای آن تولید می شد كه

این مدتها در ذهنم جلوه گر بود.


تا اینكه چند روز قبل از بزرگداشت استاد سید امرالله شاه ابراهیمی با یكی از هنرجویان (آقای رضا ایزدی)

 مشغول پرده بندی سازها بودیم كه به طور غریبی یاد خاطره ساز مزبور و صدای سحركننده آن سراسر

وجودم را فرا گرفت و به این فكر افتادم زه پرده ای را كه برای دستان بندی به كار می رود به جای سیم به

كار ببرم و این كار را روی یكی از تنبورهای معمولی (امروزی استاد اسدالله امتحان كردم كه صدایی كم ،

ولی باب طبع تولید كرد.


بعد از آن با استاد محمد رضا درویشی تماس گرفتم و به شرح ماجرا پرداختم با همان تنبور مذكور برای

ایشان قطعاتی اجرا می كردم ، ایشان ضمن تشویق اینجانب متذكر شدند كه كوك را كمی پائین تر

بیاورم و در ضمن روی ساز كوچك امتحان كنم بهتر است و دلیلش را هم طراحی سازهای بزرگ و كاسه

های طنینی برای طنین بیشتر ذكر كردند و فرمودند كه ممكن است تارهای زهی روی آن گونه سازها

خوب جواب ندهد، بعد از تماس تلفنی ساز كوچكی از استاد اسدالله را كه در منزل داشتم، زه كشی

 كردم.


صدای تنبور كوچك به مراتب عالی تر و خوب تر بود با توجه به اینكه زه های مربوطه برای بستن دستانها

 و پرده ساخته شده بودند، نه برای وتر. به هر ترتیب بعد از دو روز نوازندگی با این ساز با آقای درویشی

تماس گرفتم، ایشان از ساز زهی پرسیدند و بنده هم عرض كردم كه خیلی خوب شده كمی هم برای

ایشان نواختم. ایشان پیشنهاد كردند كه در برنامه بزرگداشت آقای شاه ابراهیمی از این تنبور استفاده

 كنم و تأكید ایشان بر این بود كه: بگذارید مردم قدری صداهای طبیعی را بشنوند ، اتفاقاً اینجانب در

 مراسم مذكور از ساز زهی استفاده كردم كه قضاوت در مورد صدای آن را به جمعی كه در سالن حضور

 داشتند می سپارم.


اما حسی كه اینجانب به عنوان نوازنده در حین اجرا با آن ساز داشتم این بود كه این صدا ، صدایی

معمولی نبود. صدایی بود از جنس بغض خنیاگرانی كه نوای سازشان برای امروز غریب است و شاید تكرار

 صدای گمشده هزاره ها بود كه در دل كوچك تنبور و زیردستان من از جدایی ها شكایت می كرد، جدایی

 از اصل اصلی كه خود نوترین است زیرا كامل است و به زم دنیای مدرن هیچ گاه تغییر هویت نمی دهد به

 دلیل ساده طبیعی بودن و باز به دلیل طبیعی ساده بودن .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 14:48  توسط ساسان حافظی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
من ساسان حافظی
عاشق موسیقی ایرانی
وساز سه تار
از شاگردان استاد جلال ذوالفنون و استاد حسین علیزاده میباشم
فراگیری ساز سه تار را از سال1370به تشویق گلهای زندگیم
(پدر ومادر عزیزم)شروع کردم
از خدا پرسیدم:چطور میتوان زندگی کرد؟گفت:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو،ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز،شک هایت را باور نکن.((زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانی خدا با توست...))

پیوندهای روزانه
فرهنگ نام و نام گزینی ثبت احوال ایران
مهندسی صنایع
قالب
همدردی
یاس گیگ
سیستانی
تبدیل وبلاگ به سایت
ساخت کد آهنگ
موسیقی ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آرشيو
آرشیو موضوعی
وبلاگ شخصی وحید تاج
پیوندها
سایت استادجلال ذوالفنون
دکتر فرهادکریمی(جراح چشم - متخصص بیماریهای چشم وفلوشیپ قرنیه )
دکتر فرهادکریمی(فوق تخصص قرنیه)
خانه موسیقی
سایت استاد حسین علیزاده
استاد حسن کسائی
شرکت فرهنگی و هنری دل آواز
مسعود شعاری
داریوش طلائی
همایون خرم
کیوان ساکت
کامکارها
پرویز مشکاتیان
آهنگ و آهنگسازان(کارنگ)
آهنگسازی و صدا برداری(نیما)
آهنگسازان , راویان صدای اهورا
دیلمان
سه تار
خانه موسیقی اصفهان
سلطان صدا (علی صالحی )
دنیای موسیقی آرایا
همه چیز درمورد موسیقی
ستارالعیوب
29 مهر ماه
نوادا شادمهر
خانه گل
مشق تمنا
گلهای جاویدان
روزشمار یک زوج خوشخت
اندیشه(آقاجمال)
جامعه ی مجازی ایرانیان
اسپمر 2010
تبریک تولد
بزرگان موسیقی سنتی ایران
اسوار ساساتی
استاد محمود مخدوم
سرزمین گرم
ادبي ، هنري
دختر كوروش
انجمن موسیقی میزان
دختر پارسی
كـــــروج - هنر درمانى
موسیقی پاپ و سنتی(عبدالحمیدحقی)
پارس آواز
مستانه
از دیار نجف آباد(حمید قضایی)
ســتاره ی خــــــــرداد
موسیقی اصیل ایرانی
alone moon
عاشق مسافرت
فافا(emo pix)
موسیقی سنتی(آقا محمد)
جدیدترین ساعتها
معرق - سه تار
دانلود جدیدترینهای دنیای هیپ هاپ
نی نامه
زیبا و آریایی
خوشه ی پروین
نسيم منزل ليلي
آموزش دف مشق عشق
دختر ترک
صداي نيلوفری
آواهای ماندگار
سلام بيا تو حال كن!!
قدرت موسیقی
انجمن دانشجویان ایران
موسیقی خوب
ترنم
★★دانلود، اس ام اس، جوک، کلیپهای موبایل★★
چشم انتظار
مردان موسیقی سنتی و نوین ایران
چاپار مهرآئین وابسته به نیک فرجام
چنین گفت سینوهه
موسیقی
فصل فاصله
تار سخن عشق
فرازمند
سیاوش قمیشی قدیم یا جدید
مرکز کلیپ های تصویری
سعید حریری(گیتاریست)
تار نواز آذری (جعفرکوهی)
عباس خوشدل
یاسمین
پويا سرايي
فراتر از یک رویا(دانلود)
موسیقی اصیل ما
تنهایی و بیکسی
دوستداران علی عبدالمالکی
مکاله انگلیسی
جینگولی
ارشیتکت
آوای عشــــ...ق
نوای گلها
مشق شب
همه چیز در مورد بازیگری و فن بیان
بهترین موزیک ایرانی و خارجی موزیک سنتر
آموزش هنر موسیقی
اساتید موسیقی
انواع الک استیل
کلبه خرابات
فول البوم رپ-پاپ-رپصدا-اهنگ جدید
محسن يگانه
خانه هنرمندان نجف آباد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

p align="center">آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

برای سلامتی پدر و مادرم صلوات بفرستید

زنده باد ایران و ایرانی. پاینده باد سرزمین پاکیها و خوبیها .درود بر کورش کبیر.سلام بر دلیر مردان و شیر زنان بختیاری. پر توان باد پنجه ها و صدای استادان بزرگ موسیقی ایران.


وبلاگم به زبانهای مختلف دنیا